خلاصه کتاب توهم رشد دیوید پیلینگ | ریشه های ثروت و فقر

خلاصه کتاب توهم رشد دیوید پیلینگ | ریشه های ثروت و فقر

خلاصه کتاب توهم رشد دیوید پیلینگ | درک ثروت و فقر ملت ها

آیا رشد اقتصادی همان رفاه است؟ دیوید پیلینگ در کتاب «توهم رشد» به این سوال پاسخ می دهد و نشان می دهد آنچه ما در اقتصاد به عنوان رشد می شناسیم، ممکن است تصویری تحریف شده و ناقص از واقعیت باشد. او شاخص تولید ناخالص داخلی (GDP) را به چالش می کشد و می گوید این معیار نمی تواند معیاری کامل و حقیقی از رشد اقتصادی یک کشور و بالاتر رفتن سطح رفاه مردم آن جامعه باشد. این کتاب به ما کمک می کند تا درکی عمیق تر و واقعی تر از چگونگی شکل گیری ثروت و فقر در جوامع پیدا کنیم و به فکر معیارهای بهتری برای سنجش پیشرفت بیفتیم.

تاحالا به این فکر کرده اید که تمام آن اعداد و ارقامی که هر روز در مورد اقتصاد و رشد و پیشرفت می شنویم، واقعاً چقدر با زندگی روزمره ما گره خورده اند؟ دیوید پیلینگ، یک روزنامه نگار اقتصادی کارکشته، در کتاب «توهم رشد: ثروت، فقر و رفاه ملت ها» پرده از رازی بزرگ برمی دارد که سال هاست ذهن ما را درگیر کرده. او می گوید شاید چیزهایی که ما به اسم «رشد اقتصادی» می شناسیم، فقط یک توهم بزرگ باشند. این کتاب مثل یک رمان جذاب، اما با زبانی اقتصادی، ما را به سفری می برد تا بفهمیم چطور شاخصی مثل تولید ناخالص داخلی (GDP) که همه جا از آن صحبت می شود، می تونه ما رو به اشتباه بندازه و از واقعیت دور کنه.

پیلینگ در این کتاب نه فقط GDP را زیر سوال می برد، بلکه به ما نشان می دهد که چطور این شاخص می تواند تصویری آبکی و بزرگ تر از واقعیت از وضعیت کشورها ارائه کند. این مقاله سعی دارد تمام استدلال های جذاب پیلینگ را برایتان خلاصه کند تا هم با ایده های او آشنا شوید و هم بتوانید خودتان به این سوال مهم فکر کنید: آیا واقعاً رشدی که اعداد نشان می دهند، همان رفاهی است که ما حس می کنیم؟

چرا شاخص GDP تصویری ناقص و گاهی غلط به ما می دهد؟ (نقد تولید ناخالص داخلی)

حتماً اسم GDP یا تولید ناخالص داخلی را بارها شنیده اید. این شاخص مدت هاست که به عنوان مهمترین معیار برای سنجش وضعیت اقتصادی کشورها استفاده می شود. اما دیوید پیلینگ می گوید که این شاخص، با همه شهرتی که دارد، یک عالمه نقطه ضعف و ایراد اساسی دارد که باعث می شود نتواند تصویر درستی از واقعیت به ما بدهد. بیایید با هم ببینیم چرا پیلینگ تا این حد به GDP شک دارد و چه نقدهایی به آن وارد می کند.

تولد یک شاخص و نقاط کورش

وقتی سیمون کوزنتس، اقتصاددان بزرگ، GDP را برای اولین بار معرفی کرد، هدفش این بود که ابزاری برای سنجش فعالیت های اقتصادی در آمریکا باشد، به خصوص بعد از بحران بزرگ دهه ۱۹۳۰. اما پیلینگ می گوید که اقتصاد خودش یک پدیده طبیعی نیست، بلکه یک «ساخته ی دست بشر» است؛ مثل یک ابزار که خودمان ساختیم و حالا برای سنجش همه چیز از آن استفاده می کنیم. مشکل اینجاست که این ابزار، چیزهای زیادی را نادیده می گیرد.

یکی از بزرگترین نقدهای پیلینگ این است که GDP به اخلاقیات و کیفیت زندگی هیچ اهمیتی نمی دهد. باورنکردنی است که GDP حتی فعالیت های مخرب و منفی را هم به عنوان «رشد» به حساب می آورد. مثلاً، اگر یک شهر دچار آلودگی شدید شود و بعد کلی هزینه برای پاکسازی آن صرف شود، این هزینه ها در GDP به عنوان رشد ثبت می شوند! یا وقتی جنگی در می گیرد و کلی اسلحه و مهمات تولید می شود و بعد هم برای بازسازی شهرهای ویران شده هزینه می شود، همه این ها در GDP به عنوان رشد محاسبه می شوند. واقعاً چقدر عجیب است که پاکسازی آلودگی یا بازسازی بعد از جنگ، در نظر این شاخص، «رشد» باشد، نه یک فاجعه و یک هزینه بزرگ!

علاوه بر این، GDP کاملاً بی تفاوت است به کیفیت زندگی مردم. برایش فرقی نمی کند که هوای شهری پاک است یا آلوده، خیابان ها امن اند یا پر از جرم و جنایت، و مردم شغل باثبات و رضایت بخش دارند یا نه. این شاخص فقط به کمیت ها نگاه می کند و از کیفیت ها چشم پوشی می کند. پیلینگ می گوید: اگر تولید ناخالص داخلی انسان بود، احتمالاً می توانست فردی بی تفاوت، حتی کور نسبت به اخلاقیات باشد. تولید ناخالص داخلی نتیجه ی هر چیزی را چه خوب و چه بد محاسبه می کند. این نگاه فقط کمیتی، باعث می شود که ما از واقعیت زندگی مردم دور شویم و فکر کنیم وقتی GDP بالا می رود، پس همه چیز خوب است، در حالی که ممکن است مردم در فلاکت زندگی کنند.

کارهای نامرئی و چالش اقتصاد دیجیتال

یک مشکل بزرگ دیگر GDP این است که کلی کار مهم و ارزشمند را اصلاً نمی بیند و به حساب نمی آورد. مثلاً کار خانگی، فعالیت های داوطلبانه، یا حتی اقتصاد غیررسمی. فرض کنید شما برای کمک به دوستتان به خانه اش می روید و کلی کار انجام می دهید، این کارها هیچ جایی در GDP ثبت نمی شود. اما اگر همان کارها را برای پول انجام می دادید، ناگهان در آمارهای اقتصادی ظاهر می شد! پیلینگ یک مثال خیلی خوب می زند: اگر یک ساعت در ترافیک گیر کنید، به تولید ناخالص داخلی کمک شده است، اما اگر برای کمک به دوستتان به خانه اش بروید، کمک شما در تولید ناخالص داخلی در نظر گرفته نمی شود. این تمام چیزی است که نیاز دارید بدانید. این یعنی GDP ارزش واقعی فعالیت های انسانی را نادیده می گیرد.

علاوه بر این، پیلینگ یک نکته زیست شناسی جالب را مطرح می کند. او می گوید در زیست شناسی، رشد بی پایان و کنترل نشده را «سرطان» می نامند. اما در اقتصاد، ما به دنبال رشد بی پایان هستیم و این رویکرد می تواند به پایداری سیاره و زندگی ما آسیب جدی بزند. ما منابع طبیعی را بی رویه مصرف می کنیم و به محیط زیست آسیب می زنیم، اما تا وقتی که این فعالیت ها باعث تولید و مصرف شوند، GDP همچنان بالا می رود و به نظر می رسد همه چیز خوب است!

چالش دیگری که GDP با آن روبروست، اقتصاد دیجیتال است. ارزش واقعی سرویس های اینترنتی و دیجیتال که ما هر روز از آن ها استفاده می کنیم، چطور باید سنجیده شود؟ یک اپلیکیشن رایگان که زندگی میلیون ها نفر را راحت تر می کند، چقدر به GDP کمک می کند؟ یا وقتی یک آیفون در چین با کارگر ارزان تولید می شود و بخش اعظم سودش به سهامداران در کشورهای دیگر می رسد، GDP چگونه این ارزش را محاسبه می کند؟ پیلینگ به درستی اشاره می کند که بخش زیادی از ارزش تولید شده در اقتصاد دیجیتال، در آمارهای سنتی گم می شود و این یعنی GDP نمی تواند تصویر کاملی از ارزش واقعی اقتصاد مدرن به ما بدهد.

عصر خشم: وقتی اعداد با واقعیت زندگی ما نمی خوانند

با وجود همه پیشرفت ها و رشد اقتصادی که آمارها نشان می دهند، واقعاً چرا این همه نارضایتی، اعتراض و خشم در دنیا وجود دارد؟ دیوید پیلینگ این پدیده را «عصر خشم» نامیده است. شاید برایتان عجیب باشد که با وجود افزایش بی سابقه ثروت جهانی، مردم حس خوبی ندارند و به دولت هایشان بی اعتماد شده اند. اما پیلینگ توضیح می دهد که این وضعیت، نتیجه یک شکاف عمیق است: شکاف بین چیزی که کارشناسان اقتصادی به ما می گویند و چیزی که ما واقعاً در زندگی حس و درک می کنیم.

شکاف بین آمار و تجربه مردم

پیلینگ معتقد است که بخش زیادی از نارضایتی های امروز مردم، ناشی از همین شکاف است. دولت ها و کارشناسان اقتصادی دائماً از رشد GDP و بهبود شاخص ها صحبت می کنند، اما مردم عادی در زندگی روزمره خود این رشد را احساس نمی کنند. ممکن است آمارها بگویند کشور ثروتمندتر شده، اما شما هنوز با مشکلات معیشتی، بیکاری یا عدم امنیت دست و پنجه نرم می کنید. این تناقض، باعث می شود مردم به آمارها و مسئولین بی اعتماد شوند.

مثلاً، شما می بینید که اقتصاد در حال رشد است و شرکت ها سودهای کلان به دست می آورند، اما دستمزد شما ثابت مانده یا قدرت خریدتان کمتر شده. اینجاست که حس می کنید یک جای کار می لنگد و این اعداد با واقعیت زندگی شما فرق دارد. مردم حس می کنند که این داستان ها و آمارهای «رشد»، ربطی به سفره شان یا آینده فرزندانشان ندارد. همین عدم همخوانی، منجر به خشم و ناامیدی می شود.

ما در عصر خشم زندگی می کنیم. عصری که به وسیله ی اذهان عمومی، بی اعتباری مؤسسات سابقاً معتبر و آرمانهایی مانند لیبرالیسم غربی تعریف شده است.

نابرابری و کاهش فرصت ها

یکی از دلایل اصلی «عصر خشم»، نابرابری شدید اقتصادی است. پیلینگ می گوید که رشد اقتصادی لزوماً به بهبود وضعیت همه افراد جامعه منجر نمی شود. در بسیاری از موارد، این رشد فقط به جیب عده ای خاص می رود و شکاف بین فقیر و غنی را بیشتر می کند. به عنوان مثال، پیلینگ به آماری اشاره می کند که نشان می دهد تنها ۱۶۰۰ خانوار ثروتمند در آمریکا، سهمشان از ثروت ملی از سال ۱۹۸۰ پنج برابر شده است. این یعنی در حالی که عده ای ثروتمندتر و ثروتمندتر می شوند، بقیه مردم ممکن است همچنان درگیر مشکلات مالی باشند.

این نابرابری، فقط به اختلاف در ثروت محدود نمی شود، بلکه بر «تحرک اجتماعی» هم تاثیر می گذارد. وقتی نابرابری زیاد می شود، فرصت های برابر برای همه از بین می رود. فرزندان خانواده های فقیر، با وجود استعداد و تلاش، ممکن است نتوانند به جایگاه های اجتماعی و اقتصادی بالا برسند، چون سیستم طوری طراحی شده که به نفع ثروتمندان است. این حس که «هر چقدر هم تلاش کنی، باز هم به جایی نمی رسی»، باعث سرخوردگی، ناامیدی و در نهایت خشم در جامعه می شود. مردم دیگر به این وعده ها که «اگر اقتصاد رشد کند، همه بهتر می شوند» باور ندارند، چون تجربه شخصی شان چیز دیگری را نشان می دهد.

نگاهی به کشورهای در حال توسعه: رشد با طعم چالش

بخش مهمی از کتاب «توهم رشد» به بررسی وضعیت کشورهای در حال توسعه می پردازد. اینجا دیوید پیلینگ با آوردن مثال های عینی و جذاب، نشان می دهد که چطور شاخص GDP نمی تواند پیچیدگی های اقتصادی و اجتماعی این کشورها را درک کند و در بسیاری موارد، گمراه کننده است. بیایید چند مورد از این مثال ها را بررسی کنیم.

نیجریه و پارادوکس منابع

نیجریه یکی از بزرگترین کشورهای تولیدکننده نفت در آفریقاست، اما با این حال، درصد بالایی از مردم آن در فقر مطلق زندگی می کنند. پیلینگ به این وضعیت «پارادوکس منابع» می گوید. چطور کشوری با این همه منابع طبیعی غنی، با فقر گسترده روبروست؟ بخشی از مشکل اینجاست که GDP نمی تواند توزیع ناعادلانه این ثروت را نشان دهد. وقتی آمار GDP نیجریه را می بینیم، ممکن است فکر کنیم اقتصاد در حال رشد است، اما این رشد فقط به جیب عده ای خاص می رود و عموم مردم از آن بی بهره می مانند. اینجاست که می فهمیم اعداد به تنهایی نمی توانند واقعیت تلخ زندگی ۹۴ درصد از مردم نیجریه را که در فقر زندگی می کنند، نشان دهند.

اقتصادهای بسیاری در جهان وجود دارند که شبیه به نیجریه هستند و منابع طبیعی فراوانی دارند، اما به دلیل ضعف نهادها، فساد و عدم شفافیت، درآمدهای حاصل از این منابع به جای اینکه صرف توسعه و رفاه عمومی شود، به هدر می رود یا دزدیده می شود. این کشورها در دام «نفرین منابع» گرفتار می شوند و رشد GDP آن ها، فقط توهمی از ثروت است که هیچگاه به مردم نمی رسد.

داستان هند و کره جنوبی: دو روی یک سکه

پیلینگ برای نشان دادن تفاوت ها، تجربه هند و کره جنوبی را مقایسه می کند. هند، با وجود چالش های فراوان، در دهه های اخیر پیشرفت های چشمگیری داشته است. امید به زندگی و درآمد سرانه در این کشور افزایش یافته و فقر تا حدودی کاهش پیدا کرده است. این تغییرات نشان می دهد که رشد اقتصادی می تواند در بهبود زندگی مردم نقش داشته باشد، اما نه به تنهایی و نه به هر قیمتی.

در مقابل، کره جنوبی یک داستان موفقیت آمیز دیگر است. این کشور از یک کشور فقیر و ویران شده پس از جنگ، به یک قطب صنعتی و تکنولوژیکی در جهان تبدیل شده است. پیلینگ تاکید می کند که این تحول، به دلیل سرمایه گذاری های سنگین در نیروی کار ماهر و صنایع استراتژیک بوده است. اما حتی در کره جنوبی هم، رشد سریع با هزینه های اجتماعی و محیط زیستی همراه بوده است که GDP ممکن است آن ها را نادیده بگیرد. این مثال ها نشان می دهند که رشد اقتصادی می تواند محرکی قوی برای توسعه باشد، اما باید با دقت و با در نظر گرفتن ابعاد انسانی و اجتماعی برنامه ریزی شود.

چین: رشد سریع به چه قیمتی؟

چین یکی دیگر از مثال های مهمی است که پیلینگ به آن اشاره می کند. این کشور در دهه های اخیر رشد اقتصادی خیره کننده ای داشته و از یک اقتصاد کشاورزی به یک ابرقدرت صنعتی تبدیل شده است. اما این رشد با «هزینه های پنهان» فراوانی همراه بوده است، به خصوص در زمینه تخریب محیط زیست. پیلینگ از عبارت «قدرت سیاه، قدرت سبز» استفاده می کند تا نشان دهد که این رشد سریع، به بهای آلودگی های گسترده هوا و آب و از بین رفتن منابع طبیعی به دست آمده است.

دولت چین برای جلوگیری از اعتراضات اجتماعی، رشد حداقل ۸ درصدی اقتصاد را ضروری می دانست. این یعنی رشد اقتصادی به یک ابزار برای حفظ ثبات سیاسی تبدیل شده بود. اما آیا این رشد واقعاً به رفاه مردم منجر شده است؟ با وجود افزایش ثروت، آلودگی هوا و کمبود منابع، کیفیت زندگی بسیاری از شهروندان چینی را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. اینجا GDP فقط اعداد رشد را نشان می دهد، اما هزینه های نامرئی این رشد را که بر سلامت مردم و محیط زیست تحمیل شده، نادیده می گیرد. این هزینه ها نه تنها در آمارها ظاهر نمی شوند، بلکه ممکن است در بلندمدت، چالش های بزرگتری برای جامعه ایجاد کنند.

آمار؛ ابزاری قدرتمند و گاهی سیاسی

پیلینگ در کتابش تاکید می کند که آمارها هرگز کاملاً خنثی و بی طرف نیستند، بلکه می توانند جنبه های سیاسی داشته باشند. جمع آوری آمار دقیق و بی طرفانه، بخش مهمی از تثبیت دموکراسی است. آمارهای اشتباه یا دستکاری شده، می توانند تصویری تحریف شده از جامعه ارائه دهند و به دموکراسی آسیب بزنند. وقتی دولت ها برای اهداف خاص خود آمارها را دستکاری می کنند یا فقط به بخشی از آن ها توجه می کنند، مردم به واقعیت شک می کنند و این بی اعتمادی، ریشه های «عصر خشم» را قوی تر می کند. پیلینگ به ما یادآوری می کند که برای درک واقعی وضعیت یک جامعه، باید فراتر از اعداد رسمی برویم و به دنبال آمارهای دقیق تر و جامع تر باشیم.

فراتر از GDP: جستجوی ثروت، رفاه و شادی واقعی

حالا که فهمیدیم GDP با همه خوبی هایش، نقاط ضعف زیادی دارد، سوال اینجاست که خب پس چطور باید ثروت، رفاه و شادی واقعی را بسنجیم؟ دیوید پیلینگ در بخش های پایانی کتاب «توهم رشد دیوید پیلینگ»، به دنبال پاسخ این سوال می گردد و ایده های جذابی را مطرح می کند. او می گوید وقتش رسیده که نگاهمان را به ثروت و پیشرفت تغییر دهیم و از یک معیار تک بعدی مثل GDP فاصله بگیریم.

بازتعریف ثروت: فقط پول نیست!

پیلینگ معتقد است که «ثروت» فقط دارایی های فیزیکی مثل پول، خانه یا ماشین نیست. ثروت واقعی یک کشور شامل چیزهای مهم تر و عمیق تری می شود. او سه نوع سرمایه را معرفی می کند که باید بیشتر به آن ها توجه کنیم:

  1. مهارت های انسانی (سرمایه انسانی): آموزش، سلامت و توانایی های افراد جامعه. نیروی کار ماهر و تحصیل کرده، بزرگترین ثروت یک ملت است.
  2. سرمایه اجتماعی: اعتماد، روابط اجتماعی، شبکه های حمایتی و انسجام در یک جامعه. مردمی که به هم اعتماد دارند و با هم همکاری می کنند، یک ثروت بزرگ هستند.
  3. سرمایه طبیعی: محیط زیست سالم، منابع طبیعی و اکوسیستم های پایدار. هوای پاک، آب سالم و جنگل های سرسبز، سرمایه هایی هستند که نباید آن ها را از بین برد.

پیلینگ تاکید می کند که هر کاری می کنیم، نباید میزان مجموع سرمایه طبیعی مان کاهش پیدا کند. این یعنی باید در مصرف منابع تجدیدپذیر و تجدیدناپذیر بسیار محتاط باشیم. اگر به خاطر رشد اقتصادی، جنگل ها را نابود کنیم یا آب را آلوده کنیم، در واقع داریم ثروت واقعی مان را از دست می دهیم، حتی اگر GDP بالا برود. او می گوید: تنها در اقتصاد است که توسعه بی پایان، فضیلت محسوب می شود. در زیست شناسی به رشد بدون توقف سرطان می گویند. این جمله به خوبی نشان می دهد که چقدر دیدگاه ما به رشد باید تغییر کند.

چطور شادی و رفاه را بسنجیم؟

اگر GDP معیار خوبی برای سنجش رفاه و شادی نیست، پس چه معیارهایی داریم؟ پیلینگ به ما نشان می دهد که شادی و رضایتمندی از زندگی به متغیرهای متعددی بستگی دارد که خیلی فراتر از درآمد صرف هستند:

  • درآمد: بله، درآمد مهم است، اما تنها عامل نیست.
  • امید به زندگی: سلامت و طول عمر مردم یک شاخص مهم رفاه است.
  • اعتماد اجتماعی: وقتی مردم به یکدیگر و به نهادها اعتماد دارند، جامعه شادتر و پویاتر است.
  • آزادی برای تصمیم گیری: توانایی انتخاب و کنترل زندگی شخصی، حس رضایت را افزایش می دهد.
  • بخشش و همدلی: جامعه ای که در آن بخشش و کمک به دیگران رواج دارد، شادتر است.

پیلینگ حتی به تاثیر ازدواج و بیکاری بر شادی اشاره می کند. پیدا کردن شریک زندگی و ازدواج، معمولاً با افزایش شادی همراه است. اما بیکاری، بیشتر از دو برابر شادی را کاهش می دهد، نه فقط به خاطر از دست دادن درآمد، بلکه به خاطر تاثیرش بر عزت نفس و حس هدفمند بودن افراد. این دیدگاه جامع نگر، به ما کمک می کند تا بفهمیم رفاه و شادی چقدر پیچیده تر از یک عدد ساده در آمار اقتصادی است.

GDP 2.0 و داشبورد اقتصاد

برای اینکه بتوانیم همه این ابعاد را در نظر بگیریم، پیلینگ استعاره «داشبورد ماشین» را پیشنهاد می کند. او می گوید یک شاخص واحد مثل GDP، مثل این است که بخواهیم تمام اطلاعات یک داشبورد ماشین (سرعت، بنزین، دمای موتور، آهنگ در حال پخش) را فقط در یک عدد خلاصه کنیم. این کار غیرممکن و گمراه کننده است. ما به «داشبوردی» از شاخص های مختلف نیاز داریم که هر کدام بخشی از واقعیت را نشان دهند.

او پیشنهاد می کند که به جای اتکا به GDP، از شاخص های مکمل دیگری استفاده کنیم، مثل «شاخص سیاره شاد» که علاوه بر رفاه، به پایداری محیط زیست هم توجه می کند، یا «ضریب جینی» که نابرابری در توزیع درآمد را می سنجد. این شاخص ها با هم، می توانند تصویر جامع تری از وضعیت واقعی یک ملت ارائه دهند.

پیلینگ در پایان این بخش، دوباره به نکته مهمی اشاره می کند: آمارها کسل کننده هستند اما خنثی نیستند… آمارها بیشتر سیاسی هستند تا من و شما را راضی باشیم. این یعنی باید همیشه به آمارهایی که می شنویم با دید انتقادی نگاه کنیم و بپرسیم که چه کسی این آمارها را جمع آوری کرده، با چه هدفی، و چه چیزهایی را نادیده گرفته است. درک واقعی ثروت و رفاه، نیازمند یک نگاه همه جانبه و پرسشگرانه است.

درباره دیوید پیلینگ، کتاب و ترجمه آن

شناخت نویسنده و پشت پرده یک کتاب، همیشه به درک بهتر ایده هایش کمک می کند. کتاب «توهم رشد دیوید پیلینگ» هم از این قاعده مستثنی نیست. بیایید کمی بیشتر درباره خالق این اثر و جزئیات انتشار آن بدانیم.

خالق توهم رشد کیست؟

دیوید پیلینگ، نویسنده کتاب «توهم رشد»، یک روزنامه نگار اقتصادی برجسته است که سال ها تجربه در این حوزه دارد. او از سال ۱۹۹۰ به روزنامه معتبر فایننشال تایمز (FT) پیوست و در بخش های مختلفی فعالیت کرد؛ از سردبیری بخش آفریقایی و آسیایی گرفته تا رئیس دفتر توکیو. پیلینگ برای نوشته هایش جوایز متعددی را در کشورهای مختلف مثل چین و ژاپن کسب کرده است. این سابقه طولانی و عمیق در تحلیل اقتصاد جهانی، به او این بینش را داده است که بتواند به نقدهای اساسی به شاخص های موجود بپردازد.

او خودش را در توییتر اینطور معرفی می کند: «کسی که بدون از دست دادن اشتیاق، از شکستی به شکست دیگر حرکت کرده است.» این روحیه پرسشگری و عدم تسلیم، در تمام صفحات کتابش هم دیده می شود. پیلینگ نه فقط به آمارها، بلکه به داستان های انسانی پشت اعداد و ارقام هم نگاه می کند و همین باعث می شود کتابش جذاب و قابل لمس باشد.

اطلاعات کتاب و بازتاب ها

کتاب The Growth Delusion: Wealth, Power, and the Well-Being of Nations (توهم رشد: ثروت، قدرت و رفاه ملت ها) در ژانویه ۲۰۱۸ توسط انتشارات Tim Duggan به زبان انگلیسی منتشر شد. این کتاب در دسته بندی کتاب های اقتصادی، فقر و ثروت قرار می گیرد و به سرعت مورد توجه قرار گرفت.

ترجمه فارسی این کتاب با عنوان «توهم رشد: ثروت، فقر و رفاه ملت ها» توسط بهار رحمتی به فارسی برگردانده شده و نشر نوین آن را چاپ و منتشر کرده است. این ترجمه کمک کرده تا خوانندگان فارسی زبان هم بتوانند از ایده های ارزشمند پیلینگ بهره مند شوند.

کتاب «توهم رشد» از همان ابتدا بازتاب های جهانی بسیار خوبی داشت و مورد تحسین رسانه های معتبر و اقتصاددانان بزرگ قرار گرفت:

  • فوربس (Forbes) گفته است: «سیستم بانک مرکزی آمریکا (FED) نیاز دارد که این کتاب اقتصادی را بخواند.»
  • نشریه علمی Nature نوشت: «مطالعه تولید ناخالص داخلی و رشد اقتصادی با چنین وسواس و همتی به ندرت انجام شده است. کاری که دیوید پیلینگ به خوبی آن را مدیریت می کند.»
  • آدام توز در روزنامه گاردین (The Guardian) این کتاب را «جذاب و یک بررسی شگفت آور جهانی» دانسته است.
  • انگوس دیتون، برنده جایزه نوبل اقتصاد، درباره این کتاب و نویسنده اش گفته است: «دیوید پیلینگ یک راهنمای آگاه و شوخ طبع و پرتحرک برای وسواس ما درباره رشد است… شک و تردید او درباره تولید ناخالص داخلی و گزینه های جایگزینش، آغازگری ارزشمند است تا بکوشیم بهتر عمل کنیم.»

این بازتاب ها نشان می دهد که «توهم رشد» نه فقط یک کتاب اقتصادی، بلکه یک اثر مهم و تاثیرگذار است که می تواند دیدگاه ما را به مفاهیم بنیادین اقتصاد و توسعه تغییر دهد. پیلینگ در این کتاب مخالف رشد نیست، بلکه به دنبال سنجشی دقیق تر و واقعی تر از آن است که زندگی واقعی مردم را در نظر بگیرد.

پس، خلاصه کتاب توهم رشد دیوید پیلینگ یک دعوت است به اینکه با نگاهی نو به جهان و اعدادش نگاه کنیم. این کتاب به ما یادآوری می کند که رشد اقتصادی تنها یک روی سکه است و برای درک واقعی ثروت و فقر ملت ها، باید به فراتر از اعداد برویم و به دنبال معیارهایی باشیم که زندگی واقعی، رفاه، شادی و پایداری را هم شامل شوند. مطالعه این کتاب، دید شما را به اقتصاد و جامعه تغییر خواهد داد و باعث می شود به هر خبری در مورد رشد با نگاهی عمیق تر و پرسشگرانه نگاه کنید.

امیدوارم این خلاصه جامع، شما را هم به دنیای پرچالش و در عین حال روشنگر ایده های دیوید پیلینگ علاقه مند کرده باشد. خواندن کامل این کتاب، تجربه ای فراموش نشدنی خواهد بود که به شما کمک می کند تا نگاهی عمیق تر به جهان و نحوه سنجش پیشرفت و رفاه در آن داشته باشید. شاید وقت آن رسیده که از این توهم رشد بیرون بیاییم و به دنبال حقیقت باشیم.

آیا شما به دنبال کسب اطلاعات بیشتر در مورد "خلاصه کتاب توهم رشد دیوید پیلینگ | ریشه های ثروت و فقر" هستید؟ با کلیک بر روی کتاب، به دنبال مطالب مرتبط با این موضوع هستید؟ با کلیک بر روی دسته بندی های مرتبط، محتواهای دیگری را کشف کنید. همچنین، ممکن است در این دسته بندی، سریال ها، فیلم ها، کتاب ها و مقالات مفیدی نیز برای شما قرار داشته باشند. بنابراین، همین حالا برای کشف دنیای جذاب و گسترده ی محتواهای مرتبط با "خلاصه کتاب توهم رشد دیوید پیلینگ | ریشه های ثروت و فقر"، کلیک کنید.

نوشته های مشابه