نقد و بررسی سریال قاتل: آیا ارزش تماشا دارد؟ (معرفی کامل)

نقد و بررسی سریال قاتل: آیا ارزش تماشا دارد؟ (معرفی کامل)

معرفی و نقد سریال قاتل

سریال قاتل (The Assassin) یک تریلر جاسوسی شش قسمتی از آمازون پرایم است که با ترکیب هوشمندانه کمدی سیاه و اکشن، داستان یک قاتل بازنشسته به نام جولی (کیلی هاوز) و پسرش ادوارد (فردی هایمور) را روایت می کند. این سریال که توسط هری و جک ویلیامز ساخته شده، کلیشه های ژانر را به چالش می کشد و ارزش دیدن دارد.

اصلاً می شود یک قاتل حرفه ای که سال هاست اسلحه را زمین گذاشته و حالا توی دوران یائسگی اش دارد با خودش و دنیا کلنجار می رود، تبدیل به قهرمان یک سریال اکشن خنده دار و در عین حال بی رحم شود؟ سریال قاتل (The Assassin) از آمازون پرایم، دقیقاً می آید و به این سوال عجیب و غریب جواب می دهد؛ آن هم با یک داستان پرپیچ وخم و شخصیت هایی که محال است از یادتان برود. این سریال شش قسمتی، محصول ۲۰۲۵ و کار هری و جک ویلیامز (همان هایی که قبلاً Angela Black و The Missing را ساخته بودند)، قرار است حسابی شما را درگیر خودش کند. ژانرش را هم که بخواهید، یک میکس باحال از تریلر جاسوسی، کمدی سیاه و حتی درام خانوادگی است که واقعاً هر بیننده ای را سورپرایز می کند.

چیزی که سریال قاتل را از بقیه آثار مشابهش جدا می کند، رویکرد کاملاً متفاوتش به کلیشه ها و ترکیب ژانرهاست. اینجا با یک قهرمان اکشن معمولی طرف نیستیم، بلکه با یک مادر میانسال که گذشته ای تاریک و پرخطر دارد و حالا باید دوباره وارد بازی های مرگبار شود، روبه رو می شویم. بازی کیلی هاوز در سریال قاتل و فردی هایمور در سریال قاتل واقعاً دیدنی است و شیمی بین این دو نفر، از نقاط قوت اصلی سریال به حساب می آید. پس اگه دنبال یه سریال جاسوسی کمدی سیاه هستید که هم حسابی بخندید و هم هیجان زده بشید، سریال The Assassin منتظر شماست. این مقاله هم قراره یه نقد و بررسی جامع و حسابی از این سریال باشه تا بهتون کمک کنه راحت تر تصمیم بگیرید آیا باید تماشایش کنید یا نه.

داستان سریال قاتل: بازنشستگی یک مامور مخفی، شعله ور شدن توطئه ای جهانی

شاید فکر کنید داستان یک قاتل بازنشسته همیشه یه جور تکراری شروع می شه؛ ولی سریال قاتل از همون اول نشون می ده که قرار نیست کلیشه ای باشه. اینجا با یک داستان سریال قاتل طرفیم که حسابی غافلگیرتون می کنه و بهتون ثابت می کنه همیشه همه چیز اون طوری نیست که فکر می کنیم.

زندگی آرام در یونان و گذشته ای تاریک

همه چی از یه جزیره آفتابی و دورافتاده تو یونان شروع می شه. جولی (همون مادر قاتل سریال The Assassin Julie که نقش اش رو کیلی هاوز بازی می کنه) داره یه زندگی آروم و بی دردسر رو می گذرونه. ظاهرش نشون می ده که از اون آدم های خونسرد و بی خیاله که با هیچ کس کاری نداره و فقط دنبال آرامشه. درخت زیتونش رو آبیاری می کنه، یه لیوان ویسکی می زنه و سعی می کنه گذشته ای رو فراموش کنه که پر از خون و کشت و کشتار بوده. کی باورش می شه این زن مرموز و آرام، زمانی یه قاتل حرفه ای بوده؟ اون سال هاست از این دنیای خطرناک فاصله گرفته و فکر می کنه دیگه از همه چی خلاص شده، ولی خب، این فقط یه خیال واهی بود.

ورود ادوارد و پیچیدگی های خانوادگی

آرامش جولی مثل یه حباب می ترکه، اون هم وقتی پسرش، ادوارد (با بازی فردی هایمور در سریال قاتل)، سر و کله اش پیدا می شه. ادوارد یه خبرنگار کنجکاوه که بعد از مدت ها سراغ مادرش اومده. اون از خیلی چیزها بی خبره و سؤال های زیادی درباره هویت پدرش و گذشته عجیب مادرش داره. رابطه شون اصلاً معمولی نیست؛ ادوارد یه جورایی ایده آلیسته و از زندگی مادرش شوکه می شه، در حالی که جولی از دیدن پسرش هم خوشحاله و هم نگران. این دیدار، یه جورایی جرقه آغاز دوباره ماجراهاست. یه دفعه می بینیم که یه مادر و پسر که سال ها از هم دور بودن، باید کنار هم با یه عالم راز و خطر روبرو بشن.

پیام مرموز و آغاز توطئه

درست وقتی جولی و ادوارد دارن سعی می کنن با هم کنار بیان، یه پیام مرموز به جولی می رسه. این پیام از گذشته تاریکش میاد و اون رو دوباره وارد بازی ای می کنه که فکر می کرد برای همیشه ازش خارج شده. کلمه رمز «چنتین» تو این ماجرا نقش اساسی داره و جولی رو می کشونه به یه توطئه مرگبار که سرتاسر اروپا رو درگیر می کنه. حالا دیگه پای آرامش و زندگی معمولی در میون نیست، پای مرگ و زندگیه!

فرار و درگیری های نفس گیر

از اینجای داستان به بعد، هیجان سریال The Assassin اوج می گیره. جولی و ادوارد مجبور می شن برای نجات جونشون از این جزیره یونانی فرار کنن. تعقیب و گریزهای نفس گیر و صحنه های اکشن پرهیجان تو شهرهای مختلف اروپا (مثل یونان، بلغارستان، لیبی و لندن) این دو نفر رو تو موقعیت های خطرناکی قرار می ده. از فرار با جت اسکی گرفته تا درگیری های تن به تن، همه جور صحنه اکشن می بینیم که نفس آدم رو تو سینه حبس می کنه. جولی هر بار با مهارت های قاتلانه اش پسرش رو نجات می ده، ولی خب، ادوارد هم که خیلی آروم و بی سروصدا نیست، گاهی اوقات خودش رو تو دردسر می اندازه.

روایت های موازی و گره های داستان

داستان سریال قاتل فقط حول محور جولی و ادوارد نمی چرخه. ماجراهای موازی زیادی هم تو سریال می بینیم که هر کدوم به نوعی به هم وصل می شن. شخصیت هایی مثل ماری، جاسپر، آیرون کراس، لوکا، کایلا و ازرا هر کدوم یه نقش مهم تو این پازل دارن. مثلاً ماری یه زن مرموزه تو لندنه که با ادوارد ارتباط پیدا می کنه، یا جاسپر یه زندانی هلندیه تو لیبی که اطلاعات مهمی درباره دشمن اصلی جولی داره. این شخصیت ها و داستان های فرعی شون، به خلاصه سریال The Assassin یه عمق خاص می ده و باعث می شه هر لحظه منتظر یه اتفاق جدید باشیم. اینجوریه که داستان سریال قاتل آمازون پرایم حسابی بیننده رو جذب می کنه.

کیلی هاوز و فردی هایمور: زوج درخشان در قلب آشوب

راستش را بخواهید، قلب تپنده هر سریال خوب، بازیگرانش هستند و در سریال قاتل، این کیلی هاوز و فردی هایمور هستند که با درخشش شان، جان تازه ای به داستان می بخشند. شیمی بازیگری بین این دو نفر واقعاً محشر است و رابطه پیچیده مادر و پسری شان، محور اصلی جذابیت این سریال The Assassin را شکل می دهد.

تحلیل بازی کیلی هاوز در نقش جولی

کیلی هاوز در نقش جولی، واقعاً غوغا کرده است. این بازیگر توانا توانسته تعادلی بی نظیر بین خشونت بی رحمانه یک قاتل، خستگی روحی یک زن بازنشسته و غرایز مادرانه یک مادر نگران ایجاد کند. جولی یه شخصیت چندلایه است؛ هم می تونه به بی رحمانه ترین شکل ممکن آدم بکشه، هم از درون یه زن خسته و پشیمونه، و هم وقتی پای پسرش وسط میاد، می شه یه مادر فداکار. این ترکیب عجیب و غریب، نقش کیلی هاوز در سریال قاتل رو به یکی از به یادماندنی ترین شخصیت های زن سال های اخیر تبدیل کرده است.

چیزی که کار هاوز رو منحصر به فرد می کنه، جسارت سریال در پرداختن به موضوعاتی مثل یائسگی و چالش های یک زن میانسال در بستر یک داستان اکشنه. این که جولی همزمان با نوسانات هورمونی خودش، باید با آدم کش های حرفه ای بجنگه و رازهای خانوادگی اش رو برملا کنه، واقعاً نوآورانه است. سکانس هایی که جولی با طنز تلخ و کنایه های بامزه حرف می زنه یا وقتی تو مبارزات تن به تن، با حرکاتی بی رحمانه دشمنانش رو از پا درمیاره، اوج بازیگری کیلی هاوز رو نشون می ده. واقعاً کمتر بازیگری می تونه این همه لایه رو تو یه شخصیت جا بده و انقدر طبیعی و باورپذیر عمل کنه. او واقعاً The Assassin Keely Hawes رو به یک کاراکتر فراموش نشدنی تبدیل کرده.

فردی هایمور در نقش ادوارد

حالا بریم سراغ فردی هایمور که نقش ادوارد، پسر جولی رو بازی می کنه. ادوارد نقطه مقابل مادرشه. اون یه جوون ایدئالیسته، بعضی وقتا دست و پا چلفتی، و از اونایی که همیشه دنبال حقیقته. تضاد بین معصومیت و گاهی اوقات سادگی ادوارد با سردی و واقع گرایی بی رحمانه جولی، یه پویایی جذاب و گاهی خنده دار ایجاد می کنه. رابطه مادر و پسری شون که سال ها از هم دور بودن و حالا مجبورن تو دل خطر کنار هم باشن، پر از لحظات کمدی و درام واقعی است. گاهی ادوارد با حرفاش جولی رو حرصی می کنه، گاهی هم با معصومیتش دلش رو می بره. شیمی بین کیلی هاوز و فردی هایمور این رابطه رو به شدت باورپذیر و دلنشین کرده و باعث می شه واقعاً نگران سرنوشتشون باشید.

دیگر بازیگران و تاثیرشان

البته نباید از بقیه بازیگران سریال قاتل هم غافل شد. بازیگران مکملی مثل جینا گرشون در نقش ماری (اون زن مرموز لندنی) و دیوید دنچیک در نقش جاسپر (زندانی هلندی) هم خیلی خوب از پس نقش هاشون بر اومدن. این بازیگران به خوبی تونستن پازل داستان رو کامل کنن و به پیچیدگی های قصه اضافه کنند. هر کدومشون یه مهره مهم تو این بازی مرگ و زندگی هستن و هرچند نقش های فرعی دارن، ولی حضورشون تو داستان کاملاً تاثیرگذاره و نمی تونیم حذفشون کنیم.

سبک و کارگردانی: آمیزه ای از طنز، تعلیق و بی رحمی

خب، بریم سراغ بخش جذاب ماجرا؛ یعنی اینکه سریال قاتل از نظر سبک و کارگردانی چجوریه و چرا انقدر خاص و متفاوته. اگه بخوایم خودمونی بگیم، این سریال یه اثر هنریه که از ژانرهای مختلف یه معجون خوشمزه ساخته و به خورد مخاطب می ده!

ژانرهای ترکیبی و هویت منحصربه فرد

کاری که هری و جک ویلیامز تو سریال The Assassin انجام دادن، واقعاً کار هر کسی نیست. اونا تونستن یه اثری خلق کنن که همزمان یه تریلر جاسوسی حسابی جدیه، یه کمدی سیاه تمام عیاره و یه درام خانوادگی عمیق. فکرش رو بکنید، چطور می شه این سه تا ژانر به ظاهر متفاوت رو انقدر خوب با هم ترکیب کرد که نه تنها به هم نخورن، بلکه همدیگه رو تکمیل کنن؟ سریال با جسارت تمام، کلیشه های ژانر جاسوسی رو برمی داره، یه ذره طنز تلخ بهش اضافه می کنه و بعدش هم یه چاشنی درام خانوادگی می زنه روش که باعث می شه شخصیت ها براتون واقعی تر بشن. نتیجه اش یه سریال جاسوسی کمدی سیاه است که کاملاً هویت منحصربه فرد خودش رو داره و اصلاً شبیه هیچ چیز دیگه ای نیست که تا حالا دیدید. به همین خاطره که ژانر کمدی سیاه و اکشن اینقدر خوب توش کار شده.

کارگردانی دانیل نتتهایم

دانیل نتتهایم، کارگردان سریال، تو بخش اکشن واقعاً سنگ تمام گذاشته. سکانس های اکشن سریال، از فرار جولی با جت اسکی تو دریای مدیترانه گرفته تا استفاده غیرمنتظره از یه چنگال پنیر تو بازجویی (آره، درست شنیدید، چنگال پنیر!)، همه اش هیجان انگیزه و تا مدت ها تو ذهنتون می مونه. دوربین گردانی ها واقعاً جذابه و ریتم نفس گیر سریال باعث می شه هر لحظه احساس کنید تو دل ماجرایید. نتتهایم تونسته با یه فیلمبرداری پویا و تدوین سریع، هیجان رو تو تمام لحظات حفظ کنه؛ حتی تو لحظاتی که فقط یه دیالوگ ساده رد و بدل می شه.

فیلمنامه لوسی منگان

حالا نوبت می رسه به فیلمنامه، که کار لوسی منگانه. دیالوگ های سریال واقعاً هوشمندانه است و پر از طنز موقعیتی و کنایه های اجتماعی. منگان تونسته با دیالوگ های تیز و بامزه، به داستان عمق بیشتری بده. مثلاً اون سکانسی که جولی به پسرش می گه:

«لطفاً خفه شو و توفوت رو بخور.»

یا وقتی که ادوارد تو موقعیت های خطرناک، هنوز داره به گیاه خواری و محیط زیست فکر می کنه، واقعاً خنده داره و نشون دهنده یه فیلمنامه قوی با یه ژانر کمدی سیاه و اکشن باحاله. این دیالوگ ها نه تنها داستان رو جلو می برن، بلکه به شخصیت ها هم ابعاد بیشتری می دن و باعث می شن بیشتر دوسشون داشته باشید.

طراحی صحنه، نورپردازی و موسیقی

عناصر فنی سریال قاتل هم دست کمی از بقیه بخش ها ندارن. طراحی صحنه ها، از جزیره آفتابی یونان گرفته تا کوچه های باریک اروپا و فضای سرد و بی روح خانه های امن، همه اش دقیق و متناسب با فضا و حال و هوای داستانه. نورپردازی هم نقش مهمی تو ایجاد تعلیق و هیجان داره؛ مثلاً تو صحنه های شب یا تعقیب و گریزهای زیرزمینی، نورپردازی یه حس دلهره آور بهتون می ده. موسیقی متن هم که دیگه نگم براتون! کاملاً با ریتم سریال هماهنگه و تو لحظات حساس، ضربان قلبتون رو بالا می بره و تو لحظات درام، حسابی احساستون رو درگیر می کنه.

نگاه طنزآمیز به کلیشه ها

یکی از بامزه ترین جنبه های سریال The Assassin، نگاه طنزآمیز و خودآگاهش به کلیشه های ژانره. سریال هیچ وقت خودش رو زیادی جدی نمی گیره و حتی از اغراق آمیز بودن برخی صحنه ها هم نمی ترسه. انگار داره خودش رو مسخره می کنه و این دقیقاً همون چیزیه که سریال رو از بقیه متمایز می کنه. این پارودی هوشمندانه از کلیشه های قاتل بازنشسته، باعث می شه مخاطب هم بخنده و هم به عمق ماجرا فکر کنه. اینجوریه که سریال قاتل آمازون پرایم تبدیل می شه به یه تجربه واقعاً خاص و فراموش نشدنی.

نقد و بررسی جامع: نقاط قوت و ضعف سریال قاتل

خب، تا اینجا کلی از سریال قاتل گفتیم و از جذابیت هاش تعریف کردیم. حالا وقتشه که یک نقد The Assassin و نقد تخصصی سریال قاتل جامع تر داشته باشیم و هم نقاط قوتش رو زیر ذره بین ببریم و هم به نقاط ضعفش اشاره کنیم. چون هر چقدر هم یک سریال خوب باشه، بالاخره یه جاهایی هست که می شه بهترش کرد یا شاید به سلیقه همه نخوره.

نقاط قوت

بگذارید با بخش های درخشان سریال The Assassin شروع کنیم:

  • نوآوری در ژانر: این سریال واقعاً یه نفس تازه تو ژانر تریلرهای جاسوسیه. دیدن یه قاتل بازنشسته که میانساله و با چالش های مادرانگی و حتی یائسگی درگیره، خیلی نوآورانه است. جولی یه زن کاملاً انسانیه با همه پیچیدگی ها و تناقضاتش، نه یه ربات آدم کش بی احساس.
  • بازیگری در اوج: دیگه لازم نیست دوباره از کیلی هاوز در سریال قاتل و فردی هایمور بگیم. این دو نفر با بازی های درخشانشون، به خصوص شیمی فوق العاده ای که بینشون هست، موتور محرکه اصلی سریال محسوب می شن. کاراکتر جولی واقعاً بی نظیره و هاوز تونسته تمام ابعادش رو به خوبی نشون بده.
  • فیلمنامه غنی از طنز سیاه و اکشن: لوسی منگان با دیالوگ های تیز و باهوشش، پر از کنایه و طنز تلخ، یه فیلمنامه واقعاً جذاب نوشته. ترکیب اکشن نفس گیر با موقعیت های کمدی-تراژیک، به سریال یه هویت خاص داده. مثلاً اون جمله «لطفاً خفه شو و توفوت رو بخور» واقعاً شاهکاره!
  • ریتم سریع و تعلیق دائمی: سریال از همون لحظه اول مخاطب رو می کشه تو دل ماجرا و تا آخر شش قسمت هم رهاش نمی کنه. ریتم سریعه، پر از تعقیب و گریز و هرگز خسته کننده نمی شه. شما همیشه حس می کنید یه اتفاق هیجان انگیز دیگه پشت گوشه.
  • کارگردانی خلاقانه: دانیل نتتهایم با کارگردانیش، صحنه های اکشن به یادماندنی (مثل فرار با جت اسکی) و استفاده هوشمندانه از لوکیشن های متنوع اروپایی رو خلق کرده. فضای بصری سریال هم کاملاً با داستان هماهنگه.

نقاط ضعف و انتقادات

اما هیچ کاری بی عیب نیست و سریال The Assassin هم از این قاعده مستثنی نیست:

  • اغراق بیش از حد و ضعف های منطقی: بعضی منتقدان به این نکته اشاره کردن که داستان سریال قاتل گاهی اوقات خیلی غیرواقعی و اغراق آمیز می شه. چرخش های ناگهانی شخصیت ها یا بعضی اتفاقات که به نظر غیرمنطقی میان، ممکنه برای بعضی بیننده ها اذیت کننده باشه. البته خیلی ها هم معتقدن این اغراق عمدیه و بخشی از کمدی سیاه سریال محسوب می شه، ولی خب، سلیقه ایه.
  • پرداخت سطحی به برخی شخصیت های فرعی: با وجود بازیگران خوبی که برای نقش های فرعی انتخاب شدن، گاهی اوقات فرصت کافی برای عمق بخشیدن به این کاراکترها از دست می ره. مثلاً بعضی از افراد تو تیم دشمن، فقط برای پیشبرد داستان هستن و بعد فراموش می شن.
  • پایان مبهم: پایان سریال The Assassin ممکنه برای همه رضایت بخش نباشه. داستان با یه پایان باز تموم می شه که برای کسانی که دوست دارن همه چیز کامل و مشخص باشه، شاید کمی ناامیدکننده باشه و حس ناتمامی بهشون دست بده. البته این هم خودش می تونه نشونه ای برای ساخت فصل دوم باشه.

بازخورد منتقدان و مخاطبان

وقتی به امتیازها نگاه می کنیم، می بینیم که امتیاز سریال The Assassin Rotten Tomatoes برای منتقدان، خیلی بالاست (۹۰٪). یعنی بیشتر منتقدان حسابی از سریال تعریف کردن و اون رو یه اثر نوآورانه و جذاب دونستن. گاردین اون رو یه «جیمز باند میانسال و زنانه» توصیف کرده. اما بازخورد بینندگان یکم دو قطبیه. بعضی ها از ریتم تند و طنز سریال لذت بردن، در حالی که بعضی دیگه به واقع گرایی برخی صحنه ها یا ناهماهنگی لحن اعتراض داشتن. در کل، می شه گفت رتبه سریال قاتل بین منتقدان و مخاطبان، کمی با هم فرق داره.

آیا سریال قاتل ارزش تماشا دارد؟ توصیه نهایی و امتیاز

حالا رسیدیم به سوال اصلی: بالاخره سریال قاتل ارزش تماشا داره یا نه؟ اگه بخوام خودمونی بگم، بله، قطعاً ارزشش رو داره! این سریال یه تجربه کاملاً متفاوته که هم سرگرمتون می کنه و هم کلی سوپرایز براتون داره. اگه دلتون می خواد از کلیشه های تکراری فاصله بگیرید و یه چیز جدید و هیجان انگیز ببینید، سریال The Assassin گزینه عالیه.

جمع بندی

دلایل اصلی که باید سریال قاتل آمازون پرایم رو ببینید اینه که:
اولاً، یه داستان پرهیجان و پر از توطئه داره.
دوماً، بازی کیلی هاوز در سریال قاتل و فردی هایمور بی نظیره و شیمی بینشون عالیه.
سوماً، ترکیب کمدی سیاه و اکشنش واقعاً جذابه و کلی لحظه بامزه و نفس گیر داره.
چهارماً، این سریال یه دیدگاه تازه و انسانی از یه قاتل بازنشسته رو ارائه می ده که با همه چالش هاش دست و پنجه نرم می کنه.

برای چه کسانی توصیه می شود؟

سریال قاتل برای این افراد حسابی می چسبه:

  • طرفداران ترکیب اکشن، جاسوسی و کمدی سیاه که از طنز تلخ لذت می برن.
  • کسانی که عاشق داستان های خانوادگی با چاشنی هیجان و راز هستن.
  • بینندگانی که دنبال سریال های متفاوت، غیرکلیشه ای و با شخصیت پردازی قوی می گردن.
  • مخاطبانی که می خوان یه سریال های هری و جک ویلیامز جذاب رو ببینن.

امتیاز نهایی پیشنهادی

من به سریال قاتل از ۱۰ امتیاز، ۸.۵ می دم. شاید بعضی جاها کمی اغراق آمیز باشه، اما جسارت، هوشمندی، بازی های درخشان و هیجان بی وقفه اش باعث می شه که از نقص های کوچیکش چشم پوشی کنیم. این امتیاز رو هم با توجه به تجربه منحصر به فردی که بهتون می ده، میدم.

وضعیت فصل دوم

خب، با توجه به پایان باز سریال The Assassin و برنامه های خالقان اثر، احتمال ساخت فصل دوم خیلی زیاده. هنوز آمازون پرایم به طور رسمی خبری منتشر نکرده، ولی خب، وقتی داستانی انقدر جذاب تموم می شه، حتماً یه ادامه باید داشته باشه. پس اگه سریال رو دوست داشتید، امیدوار باشید که به زودی خبرهای خوبی از فصل دومش بشنویم!

سریال های مشابهی که اگر The Assassin را دوست داشتید، از آن ها لذت خواهید برد

اگه از سریال قاتل حسابی خوشتون اومده و دنبال یه چیزی تو همون مایه هستید، نگران نباشید! کلی سریال های مشابه The Assassin هست که می تونه همونقدر هیجان زده و سرگرمتون کنه. در اینجا چند تا از بهترین هاشون رو بهتون معرفی می کنیم:

Bodyguard (محافظ شخصی)

اگه دنبال یه تریلر جاسوسی حسابی پیچیده با حضور درخشان کیلی هاوز هستید، Bodyguard رو از دست ندید. کیلی هاوز اینجا نقش یه سیاستمدار بلندپایه رو بازی می کنه که یه محافظ شخصی مبتلا به PTSD داره. رابطه شون پر از تنش و پیچیدگیه و پر از شوک های سیاسی و توطئه است. درست مثل سریال قاتل، اینجا هم با شخصیت هایی طرفیم که پر از نقص هستن و باید تو دل آشوب، اعتماد رو مدیریت کنن. اون تنش بین وظیفه و احساسات شخصی، خیلی شبیه به پویایی جولی و ادوارد تو «قاتل»ه.

Angela Black (آنجلا بلک)

این یکی هم از همون خالقان سریال قاتل، یعنی هری و جک ویلیامز ساخته شده. Angela Black یه تریلر روانشناختی شش قسمتیه که حول محور یک زن قوی می چرخه که تو یه ازدواج آزاردهنده گرفتار شده. وقتی یه غریبه مرموز پیدا می شه و ادعا می کنه یه آدم کش اجیرشده است، داستان حسابی پیچیده می شه. این سریال هم مثل «قاتل» درباره زنانی هست که با خشونت هدفمند و هوشمندانه، قدرت خودشون رو پس می گیرن و مرزهای اخلاقی توش خیلی مبهم می شه. اگه از جنبه های درام خانوادگی و روانشناختی «قاتل» خوشتون اومده، حتماً «آنجلا بلک» رو ببینید.

Slow Horses (اسب های آرام)

اگه دوست دارید یه تریلر جاسوسی با طنز تلخ و شخصیت های ناکارآمد اما دوست داشتنی ببینید، Slow Horses رو از دست ندید. این سریال درباره یه تیم از ماموران MI5 هست که به خاطر خرابکاری های داخلی، به یه واحد تبعیدشده فرستاده شدن. تحت رهبری جکسون لم (با بازی بی نظیر گری اولدمن)، این ماموران از حاشیه به مقابله با تهدیدات امنیت ملی می پردازن. اینجا هم مثل «قاتل»، با ماموران سالخورده و پرنقصی طرفیم که دوباره به میدان بازمی گردن. لحن کنایه آمیز و طنز تلخش، خیلی شبیه به تعاملات جولی و ادوارد تو «قاتل»ه و اگه از اون نوع کمدی سیاه خوشتون اومده، این سریال هم براتون جذابه.

Mr. & Mrs. Smith (آقا و خانم اسمیت – سریال یا فیلم)

برای کسایی که از ترکیب اکشن، کمدی و روابط پرچالش زن و شوهر تو بستر جاسوسی لذت می برن، چه فیلمش و چه سریالش، آقا و خانم اسمیت یه انتخاب عالیه. اینجا هم زوجی رو می بینیم که هر کدوم جاسوس حرفه ای هستن و سعی می کنن رابطه شون رو مدیریت کنن، در حالی که مجبورن با هم دشمنانشون رو از پا دربیارن. فضای داستان یه جورایی یادآور اون سفر مسلحانه مدیترانه ای جولی و ادوارد تو «قاتل»ه که پر از رازهای عاطفی و اکشن بود.

Killing Eve (کشتن ایو)

اگه دنبال سریال هایی با تم زن قاتل بازنشسته (یا در اینجا فعال) و روابط پیچیده هستید، Killing Eve گزینه مناسبیه. این سریال هم یه تریلر جاسوسی با محوریت زنان قاتل و یک مامور زن هست که شیفته هم می شن و روابط پیچیده و گاهی دیوانه وارشون، کلیشه ها رو می شکنه. طنز سیاه و سبک متفاوتش، اون رو به گزینه خوبی برای طرفداران سریال The Assassin تبدیل می کنه.

Mama Mia! با چاشنی اسلحه

این توصیف خلاقانه از رقبا هم خیلی باحال بود و واقعاً می شه گفت سریال قاتل یه جورایی Mama Mia! با چاشنی اسلحه است. اگه ترکیب جزیره های یونانی، موسیقی (هرچند تو «قاتل» کمتره) و البته یه عالمه اکشن و خون و خونریزی رو دوست دارید، این سریال ها می تونن شما رو حسابی سرگرم کنن.

نتیجه گیری

در آخر، اگه بخوام یه جمع بندی کلی کنم، سریال قاتل (The Assassin) با جسارت، طنز و اکشن بی وقفه اش، یه تجربه فراموش نشدنی رو براتون رقم می زنه. این سریال نه تنها کلیشه ها رو به چالش می کشه، بلکه با ارائه تصویری جدید از مادرانگی، قدرت و بقا، شما رو از ابتدا تا انتها میخکوب خواهد کرد. اگه به دنبال سریالی هستید که هم سرگرمتون کنه، هم به خنده وادارتون کنه و هم قلبتون رو به تپش اندازد، معرفی و نقد سریال قاتل رو جدی بگیرید و حتماً تماشایش کنید! مطمئن باشید پشیمان نمی شید.

آیا شما به دنبال کسب اطلاعات بیشتر در مورد "نقد و بررسی سریال قاتل: آیا ارزش تماشا دارد؟ (معرفی کامل)" هستید؟ با کلیک بر روی فیلم و سریال، به دنبال مطالب مرتبط با این موضوع هستید؟ با کلیک بر روی دسته بندی های مرتبط، محتواهای دیگری را کشف کنید. همچنین، ممکن است در این دسته بندی، سریال ها، فیلم ها، کتاب ها و مقالات مفیدی نیز برای شما قرار داشته باشند. بنابراین، همین حالا برای کشف دنیای جذاب و گسترده ی محتواهای مرتبط با "نقد و بررسی سریال قاتل: آیا ارزش تماشا دارد؟ (معرفی کامل)"، کلیک کنید.

نوشته های مشابه